crycafe
Saturday 11 October 2008, 01:30
http://aftab.ir/lifestyle/images/d8804cb34f9cc2be459a67486f57bb4a.jpg
نقطهها، پایه و مبنای ارتباط دیداری هستند. یکی از متداولترین روشهای نمایش پیکربندی LEDها (دیودهای منتشرکننده نور)، ماتریکسهای نقطهای هستند. آنها ردیفی از نورهای حلقوی کوچکند که برای نمایش حروف، اعداد و آیکونها روشن میشوند. در آرایش ۷/۵ به ۳۵ تا LED جداگانه نیاز داریم تا به حرف موردنظر، حالت یا فرم بدهند. زبان گرافیکی ماتریکسهای نقطهای از مدارس قدیمی و کهن بهجای مانده است. جالب است که بدانید هنوز از این زبان ساختاری در زمینههائی همچون گرافیک، هنر و تولیدات و محصولات مربوطه دیگر استفاده میشود.
نخستین مرحله در حفظ توانائی بازتولید در مطبوعات این است که تصویر رنگی و اصلی را به نقطههای کوچکی تبدیل کنیم که از چهار رنگ CMYK ساخته شده باشند. در این حالت نقطهها ثبت نمیشوند و باید با دقت به آنها نگاه کنید تا بفهمید که آنها چه پیامی را در خود دارند و به چیزی اشاره میکنند.
سورات و سیگناک دو هنرمند فرانسوی بودند که هنر Pointillism (نقاشی نقطهنقطهای) را در اواخر قرن نوزدهم رواج دادند. در این تکنیک رنگهای اولیه قرمز، زرد و آبی بهصورت نقطههای کوچکی کشیده میشوند و در نهایت رنگهای سازنده نقاشی بهجای آنکه روی بوم با یکدیگر ترکیب شوند، در ذهن بیننده، ترکیب شده و شکل مورد نظر را بهوجود میآورند.
● نمونهای از نصب نوار Pixel
نشانههای مستقیم (واضح) با بهرهگیری از نقطههای LED پیچشی مدرن روی چراغ خواب، کاری از نیک فریزر از انگلستان.
با بهرهگیری از میلههای اکریلیک گردآوریکننده نور و انبوهی از چوبهای سخت و با کمک یک تکنیک ساده تولیدی، برشی عمومی از یک نمونه لامپ بهدست آمده است. (ایجاد شده است)
آیکونهائی با طراحی لارنس وایمن که اگر با ذرهبین به آنها نگاه کنید، برگهای را میبینید که با صفحه نیمهرنگ شده (سایه رنگیاش)، نقطههائی را با ترتیب خاصی نشان میدهد.
جیم شارپ انگلیسی نیز در سالهای ۱۹۷۰، روش Schafline را توسعه داد. در آن زمان حروف چاپ شده در روزنامهها کیفیت چندان مرغوبی نداشتند. در روش Dotenhancing، نمونهای از گستره کنتراستها با تنالیته بهتر و مرغوبتر ساخته میشود. در آن زمان جوهرهای چاپی روزنامهها صددرصد سیاهرنگ نبودند، بلکه تنها شصت درصد از آنها رنگدانه سیاه داشتند و شارپ متوجه شد که سایهرنگهای موجود در روزنامهها تنها مقدار محدودی از تنالیتهها را استفاده میکنند. او همه موارد را مورد آزمایش و بررسی قرار داد و در نهایت به این نکه پی برد که در حدود ده محدوده تنالیته مختلف وجود دارد. از این میان ۸۵ درصد سایهها و دهدرصد سایه روشنها را نقطهها تشکیل میدادند. در آن زمان بود که وی تصمیم گرفت از کنتراست آنی استفاده کند. روش کار چنین بود: او باید خطی غیرواقعی و تقریباً غیرقابل رؤیت میکشید تا تصویرهائی که سایهرنگ و کنتراست کمی دارند، ذهن بیننده را فریب دهند، بهگونهای که گوئی گستره کنتراستهائی با تنالیتههای مرغوب را میبینند.
منبع (http://aftab.ir)
نقطهها، پایه و مبنای ارتباط دیداری هستند. یکی از متداولترین روشهای نمایش پیکربندی LEDها (دیودهای منتشرکننده نور)، ماتریکسهای نقطهای هستند. آنها ردیفی از نورهای حلقوی کوچکند که برای نمایش حروف، اعداد و آیکونها روشن میشوند. در آرایش ۷/۵ به ۳۵ تا LED جداگانه نیاز داریم تا به حرف موردنظر، حالت یا فرم بدهند. زبان گرافیکی ماتریکسهای نقطهای از مدارس قدیمی و کهن بهجای مانده است. جالب است که بدانید هنوز از این زبان ساختاری در زمینههائی همچون گرافیک، هنر و تولیدات و محصولات مربوطه دیگر استفاده میشود.
نخستین مرحله در حفظ توانائی بازتولید در مطبوعات این است که تصویر رنگی و اصلی را به نقطههای کوچکی تبدیل کنیم که از چهار رنگ CMYK ساخته شده باشند. در این حالت نقطهها ثبت نمیشوند و باید با دقت به آنها نگاه کنید تا بفهمید که آنها چه پیامی را در خود دارند و به چیزی اشاره میکنند.
سورات و سیگناک دو هنرمند فرانسوی بودند که هنر Pointillism (نقاشی نقطهنقطهای) را در اواخر قرن نوزدهم رواج دادند. در این تکنیک رنگهای اولیه قرمز، زرد و آبی بهصورت نقطههای کوچکی کشیده میشوند و در نهایت رنگهای سازنده نقاشی بهجای آنکه روی بوم با یکدیگر ترکیب شوند، در ذهن بیننده، ترکیب شده و شکل مورد نظر را بهوجود میآورند.
● نمونهای از نصب نوار Pixel
نشانههای مستقیم (واضح) با بهرهگیری از نقطههای LED پیچشی مدرن روی چراغ خواب، کاری از نیک فریزر از انگلستان.
با بهرهگیری از میلههای اکریلیک گردآوریکننده نور و انبوهی از چوبهای سخت و با کمک یک تکنیک ساده تولیدی، برشی عمومی از یک نمونه لامپ بهدست آمده است. (ایجاد شده است)
آیکونهائی با طراحی لارنس وایمن که اگر با ذرهبین به آنها نگاه کنید، برگهای را میبینید که با صفحه نیمهرنگ شده (سایه رنگیاش)، نقطههائی را با ترتیب خاصی نشان میدهد.
جیم شارپ انگلیسی نیز در سالهای ۱۹۷۰، روش Schafline را توسعه داد. در آن زمان حروف چاپ شده در روزنامهها کیفیت چندان مرغوبی نداشتند. در روش Dotenhancing، نمونهای از گستره کنتراستها با تنالیته بهتر و مرغوبتر ساخته میشود. در آن زمان جوهرهای چاپی روزنامهها صددرصد سیاهرنگ نبودند، بلکه تنها شصت درصد از آنها رنگدانه سیاه داشتند و شارپ متوجه شد که سایهرنگهای موجود در روزنامهها تنها مقدار محدودی از تنالیتهها را استفاده میکنند. او همه موارد را مورد آزمایش و بررسی قرار داد و در نهایت به این نکه پی برد که در حدود ده محدوده تنالیته مختلف وجود دارد. از این میان ۸۵ درصد سایهها و دهدرصد سایه روشنها را نقطهها تشکیل میدادند. در آن زمان بود که وی تصمیم گرفت از کنتراست آنی استفاده کند. روش کار چنین بود: او باید خطی غیرواقعی و تقریباً غیرقابل رؤیت میکشید تا تصویرهائی که سایهرنگ و کنتراست کمی دارند، ذهن بیننده را فریب دهند، بهگونهای که گوئی گستره کنتراستهائی با تنالیتههای مرغوب را میبینند.
منبع (http://aftab.ir)